بانك جهاني در گزارش تازهاي اعلام كرد كه سالانه حدود 68 هزار زن در اثر سقط جنينهاي ناسالم و غيربهداشتي جان خود را از دست ميدهند و درعين حال 3/5 ميليون زن ديگر نيز دچار معلوليتهاي موقتي يا دائمي ميشوند .
تو میروی و انگار آسمان میداند
سکوت شبهای بی ستاره من ترانه میخواند
تو میروی و دلم را غروب میگیرد
تمام اشکهایم تو را بهانه میگیرد
به پای گریه های یک نگاه می نالد
پرنده ای برای چشم های تو میخواند
تو میروی و دلم را سکوت میگیرد
دلم برای نگاه تو هنوز هم میمیرد
دلم به پای خیال تو هنوز هم میسوزد
برای غنچه های غم شکوفه می چیند
تو میروی بدست یاد و زمانه می ماند
زمانه هم چه خوب غم به غم می بافد
گریز و درد
رفتم ! مرا ببخش و مگو او وفا نداشت
راهی به جـــز گریـز برایم نمانده بود !
ایــن عشق آتشین پـــــر از درد بیامید
در وادیِ جنــــونـــم کشانده بــــــــود
<><><><><><>
رفتم که داغ بوسه پرحسرت تو را
با اشکهای دیده زلب شستشو دهم
رفتم که ناتمام بمانم در این سرود
رفتم که با نگفته به خود آبرودهم
<><><><><><>
رفتم! مگو ! مگو که چرا رفت! ننگ بود
عشق مــــن و نیاز تـــو و سوز و ساز ما
از پردۀ خموشی و ظلمت، چو نور صبح
بیرون فتاده بــــــود به یکباره راز مـــا
<><><><><><>
رفتم که گم شوم چو یکی قطره اشک گرم
در لابلای دامـــــن شبرنگ زنـــــدگــی
رفتم که در سیاهی یک گور بینشان
فارغ شوم ز کشمکش و جنگ زندگی
<><><><><><>
من از دو چشم روشن و گریان گریختم
از خندههای وحشی طوفان گریختم
از بستر وصال به آغوش سردِهجر
ازرده از ملامت وجدان گریختم
<><><><><><>
ای سینه ! در حرارت سوزان خود بسوز
دیگر سراغ شعله آتش زمن مگیر !
میخواستم که شعله شوم سرکشی کنم
مرغی شدم به کنج قفس بسته و اسیر !
<><><><><><>
روحی مُشوشم که شبی بیخبر ز خویش
در دامن سکوت به تلخی گریستم
نالان ز کردهها و پشیمان ز گفتهها
دیدم که لایق تو و عشق تو نیستم !