تبليغاتX
دوست خوب هدیه خداوند است
 قلب ابوالفضل از رنج و اندوه فشرده شده بود و آرزو مى كرد كه مرگ ، او را در رُبايد و شـاهـد ايـن حوادث هولناك ، كه هر زنده اى را از پا درمى آورد و بنياد صبر را واژگون مـى كـرد ـ و جـز صـاحـبـان عـزيـمـت از پـيـامـبران كه خداوند آنان را آزموده و بر بندگان برترى داده ، كسى طاقت آنها را نداشت ـ نباشد.
از جـمـله ايـن حـوادث هـولنـاك آن بـود كـه ابـوالفـضـل ( عـليـه السـّلام ) هـر لحـظه به اسـتـقـبال جوان نورسى مى شتافت كه شمشيرها و نيزه هاى بنى اميّه اندام او را پاره پاره كـرده بـودنـد و صـداى بـانـوان حـرم را مـى شنيد كه به سختى بر عزيز خود مويه مى كـردنـد و بـر صـورت خـود مى كوفتند و ماههاى شب چهارده را كه در راه دفاع از ريحانه رسول خدا( صلّى اللّه عليه و آله ) به خون تپيده بودند، در آغوش مى گرفتند.
عـلاوه بـر هـمـه ايـنـهـا، ابـوالفضل برادر تنهاى خود را ميان انبوه كركسانى مى ديد كه بـراى تـقـرب بـه جرثومه دنائت ، پسر مرجانه ، تشنه ريختن خون امام هستند، ليكن اين مـحـنـتها و رنجها عزم حضرت را براى پيكار با دشمنان خدا و جانبازى در راه نواده پيامبر اكرم ( صلّى اللّه عليه و آله ) جزم مى كرد و ايشان مصمم تر مى شدند.
در اينجا به اختصار به بحث از شهادت حضرت و حوادث منجر به آن مى پردازيم .

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم دی 1386ساعت 12:30  توسط SiNgLe  | 

در آستانت اى قمر بنى هاشم ! و اى افتخار عدنان !

تـو ـ اى سـردار آزادگـان و انـقـلابـيـون ـ در آسـمـان شـرافـت ، درخـشـيـدى و سَمبل قهرمانيها و مظهر فداكارى و جانبازى گشتى .
حـكـومـت ددمـنـش امـوى را ديـدى كـه جـامـعـه را بـه طـرف تـبـاهـى و ويـرانـى كـامـل سـوق مى دهد، كرامتها را زير پا مى گذارد، آزاديها را سلب مى كند، داراييها را به سـود خـود تـصـرف مـى كند و همگان را به زندگانى تلخى كه در آن حتى سايه عدالت اجتماعى ـ سياسى به چشم نمى خورد، پيش مى برد. پس همراه برادرت ؛ پدر آزادگان و سـالار شـهـيـدان ( عـليـه السّلام ) كه آرمانها و آرزوهاى ملتها را در خود مجسم كرده بود و براى آزادى اراده و بازگرداندن كرامت آنان مى كوشيد، پرچم آزادى را برافراشتى .

به ادامه مطلب رجوع شود...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم دی 1386ساعت 12:11  توسط SiNgLe  |