بشنو همسفر من
با هم رهسپار راه دردیم
با هم لحظه ها را گریه کردیم
ما در صدای بی صدای گریه بودیم
ما از عبور تلخ لحظه قصه ساختیم
شاید در این راه اگر با هم بمانیم
وقت رسیدن شعر خوشبختی بخوانیم
عشق نیرویی است در عاشق که او را به معشوق
میکشاند و دوست داشتن جاذبه ای است در دوست که دوست رابه دوست میبرد
عشق تملک معشوق است و دوست داشتن شکل محودر دوست
+
نوشته شده در چهارشنبه هشتم فروردین 1386ساعت 19:21 توسط SiNgLe
|
يکي بود تو قصمون وفا نکرد ... رفت و پشت سرشم نگاه نکرد
يکي بود زندگيشو هوس سوزوند ... آبروش رفت و ديگه اينجا نموند
يکي بود يکي نبود و يک پري ... يه بغل عاشقي هاي سرسري
کي بود اون که طاقت گريه نداشت ... عاشق هوس شد و تنهام گذاشت
کي بود کي بود اون تو بودي ... کاشکي از اول نبودي
+
نوشته شده در چهارشنبه هشتم فروردین 1386ساعت 19:14 توسط SiNgLe
|