" حضرت عشق" ؛
1) خدایا ! وقتی مرا بخوانی ، به تو خواهم رسید.
درنام مطهرت، سرور وصال نهفته است.
در عشق تو مرگ پایان می پذیرد.
آن که با کلامت زندگی کند ، هجوم تردیدها را فرو می گذارد و
شب و روز کمر به خدمتت می بندم.
2) خدایا ! آن زمان که به نامت گوش می سپارم ،
از همه وحشت های زندگی فراترم.
دیگر حتی از فرشته مرگ نمی هراسم.
تو تجسم خرد هستی و با تاجی از گلهای عشق از قلب من گذر می کنی !
3) خدایا ! اگر صدهاهزار طومار داشتم و
قلم من شتابی چون تندبادها و
جوهری پایان پذیر داشت ؛
بازهم قادر به وصف تو نبودم.
4) خدایا ! جسم من دشتیست ، که بذر نیکی در آن می کارم و
با نام تو آن را آبیاری می کنم !
؛ تا گل عطرآگین حضورت در قلبم بروید.
5) خدایا ! آن کس که معبود را حتی در یک نفس زندگی ازیاد نمیبرد و
نام اورا در گرامی می دارد ؛
بی تردید متبرک است.
6) خواست خدا برای عاشق حقیقتی دلنشین است.
نام خدا حامی زندگی اوست.
خواندن نامش ، سروربخش است.
چنین وارسته ای در دشمن و دوست ، نور آن یگانه را می بیند و کسی را
- جز خدا نمی شناسد.
7) خدایا ! به گناه آلوده ام و تو پاک و مطهر هستی.
خدایا ! تشنه رحمت توام ، تا از دریای خطاهایم عبور کنم.
خدایا ! بخشایش تو بی کران است ، این خطاکار را از خاطر مبر.
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1385ساعت 11:8 توسط SiNgLe
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1385ساعت 11:5 توسط SiNgLe
|